معرفی کتاب چه بر سر وحشی سفید آمد؟

اثر فرانسوا گارد از انتشارات نشر چشمه - مترجم: مریم خراسانی-جایزه گنکور

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ جمعه 9 تیر 1396
فرانسوا گارد اولین رمانش،« چه برسروحشی سفیدآمد؟» را در53 سالگی می‌نویسد، که با اقبال زیادی در مجامع ادبی روبه‌رو می‌شود و جایزه‌ی گنکور برترین رمان سال 2012 و نیز هفت جایزه‌ی معتبر ادبی دیگر را برای او به ارمغان می‌آورد. درسال 2013، دومین رمانش «به خاطر سه کرون» را به چاپ می‌سپارد که رمان اوّل سال می‌شود. این دو رمان، رمان‌هایی حادثه‌ای هستند که جایگاه فرانسوا گارد را به مثابه‌ی استاد مسلّم این ژانر ادبی تثبیت می‌کنند. گارد توانسته دراین نوع ادبی جان تازه‌ای بدمد و ثابت کند که رمان ماجرامحور برخلاف آنچه ادّعا می‌شود، در فرانسه نمرده است.

رمان «وحشی سفید»، رمان حماسی جزیره‌ای، بر مبنای ماجرایی واقعی شکل گرفته است، ماجرای جاشویی 13 ساله و فرانسوی به نام «نارسیس پلتیه» (1894-1844) که درسال 1857 در ساحل شمال شرقی استرالیا از گروه جدا می‌افتد و…


خرید اینترنتی کتاب چه بر سر وحشی سفید آمد؟
معرفی کتاب چه بر سر وحشی سفید آمد؟
جستجوی کتاب چه بر سر وحشی سفید آمد؟ در گودریدز

معرفی کتاب چه بر سر وحشی سفید آمد؟ از نگاه کاربران
کتاب را دوست داشتم . ساده بود و دوست داشتنی. ترجمه کتاب به نظر من خیلی روان و خوب آمد و ریتم کمی تا قسمتی شاعرانه اش هم برایم دلنشین بود.
در یک لایه سطحی, داستان تکراری به نظر می آید, از ژانر رابینسون کروزه . اما بنظرم اصلابه این ژانرتعلق ندارد.جنبه های ماجرایی کتاب خیلی کمرنگ است وبر عکس به درگیری درونی قهرمان میپردازد. علاوه بر آن این ژانر بجز ماجراجویی و هیجان حرف نویی ندارد , اما داستان وحشی سفید در نگاه من پیام زیبایی برای انسان امروزی دارد.

فرم :
جریان موازی نامه ها و روایت دانای کل بنظرم جالب است. همانطور که در کتاب هم گفته میشود , نارسیس دوبار@ از دنیای به دنیایی دیگر گذر کرده است@.به نظر من توالی موازی در شرح این دو سفر خیلی جالب بود . این تناظر فصل به فصل, دشواری ها و پیچیدگی های هر دوی این سفرها را در کنار هم نشان میدهد.
در حالی که مدام در نامه ها براشتیاق برای دانستن آنچه بر سر نارسیس آمده تاکید میشود, ابهام و سکوت نارسیس این اشتیاق را بی جواب میگذرد . اما بموازات آن در فصل های مجاور , این راز ها یکی یکی برای خواننده باز میشود.انگار آنچه را که اکتاو در جستجوی کشف آن است ,تنها میتوان دراعماق روان نارسیس یافت که برای اکتاو غیر قابل دسترسی است . نارسیس نمیتواند سفر نارسیس تاآمگلو را روایت کند ,چون خود به سختی درگیر سفری برای بازگشتن است ,سفری از @آمگلو @ تا @نارسیس @. اما خواننده با هر دو سفر و هر دو نبرد همراه میشود . به نظرم این همزمانی و همراهی در راهی ۲ طرفه با ۲ مقصد به شدت متفاوت هم جذابیت و هم عمق این سفرها و نبردها رانشان میدهد .

کدامین تقدیر زندگی اش را به دو نیمه ی مساوی تقسیم کرده است. اویی که در انتها ,دوباره گذارش به تمدن می افتاد, و می بایست , به همان اندازه غیر مترقبه و ناگهانی ,از توحش به تمدن جست بزند .۱۳۲


او ۲ شخصیت دارد : ملوانی سال ها محبوس در زندان که برای آزادی می ستیزد و یک بچه شیطا ن وحشی که گام به گام می ستیزد تا ان گونه نشود .ملوان پیروز میشود ولی نه همیشه و نه بی واگذاری برخی امتیاز ها . ۹۳


قبل از آن چیزی بگو نارسیس ...قبل از آن ... بر تو چه گذشته است ؟
با صدایی لرزان زمزمه کرد @قبلش ..قبل از آن نارسیس وجود نداشت....@

چهره ی در هم شکسته اش را که غرقه ی اشکی بیصدا بود, بالا آورد و سرانجام با صدایی عاصی و کلافه گفت@ حرف زدن , این مردن است.@ ۲۶۴

محتوی :
من با خواندن کتاب ۲ تیتر اصلی در ذهنم تداعی شد , استعمار و مهاجرت . به نوعی میتوان هر کدام اینها را هم یک جور سفر دانست , یکی از جهان@ متمدن @ به جهان عقب افتاده و دیگری سفر آدم های این طرف خط به جهان @ متمدن @. دو سفر در دو جهت ,درست مثل رفت و برگشت نارسیس. جهان دیروز,جهان رونق سفرهای استعماری بوده و جهان امروز, جهان رونق مهاجرت ها . اما هر دوی اینها بشدت در هم تنیده اند.

۱-نگاه استعماری جهان سفید ها :
نگاه استعماری که نگاه بالا به پایین کشور های غربی (یا در یک زبان جدید تر کشور های شمالی !) به دیگران است ,پس زمینه داستان میباشد . در جابه جای کتاب میبینیم که سفید ها راه افتاده اند همه جای جهان را تسخیر کنند و تمدن و فرهنگ شان را صادر کنند. بویژه نقش پدران کلیسا جالب است که گمان میکنند عیسی و مریم و انجیل هم مثل ماشین و کشتی از لزومات پیشرفت بشرند .

اروپا رد خود را بر لنگر گاه ها و خانه های حول و حوش آن گذارده بود ,ولی دو یا سه فرسخ دورتر ,پشت ردیفی از تپه ماهور ها زندگی انسان های وحشی کماکان فرقی نکرده بود ......دوست داشتم انسان های وحشی ای را توصیف کنم که لخت و عور راه میرفتند ,پدران نیک کلیسا میکوشیدند لباس بر تن شان بپوشآنند و به آنان دعای ربانی و نی کراتور را تعلیم دهند . ۲۶

پروسه تلاش برای بازگرداندن نارسیس به جهان متمدن هم رنگ مایه قوی راسیسیم وخود بزرگ پنداری سفید ها را نشان میدهد .همه میخواهند او را چون یک شی بشناسندو بکاوند , نه برای اینکه درد او را درک کنند, برای اینکه به گنجینه دانستنی های خودشان چیزی اضافه شود . نارسیس را مثل موش آزمایشگاهی میبینند نه یک انسان رنج دیده. کتاب بخوبی زشتی , نقص و خشونت نهفته در این نگاه بیرحمانه را نشان میدهد و آنرا به مجادله میکشد. اکتاو در بخش عمده ای از مسیر ,نماد این تبختر و خود بزرگ بینی اروپایی است.

پیدا کردن بچه ها-متذکر شدم که پدرشان فرانسوی است- و آوردن شان , اگر شد با رضایت خودشان وگرنه بزور باید صورت بپذیرد.و مادرشان ,حتی اگر تمایل داشت با بچه ها بیاید ,نباید بیاوریدش ....این بچه ها نیز همچون پدرشان ,بتدریج به وادی تمدن رهنمون خواهند شد تا از مزایا ومحا سن ان بهره مند گردند . ۲۳۸

جمجمه نارسیس را سوراخ کند ....تا او تمام خاطرات اش را با صداقت تمام تعریف کند....علم چه پیشرفت ها که نمیکرد . ۲۴۱

۱۶۹ اگر قهرما ن این ماجرا مردی پخته و جا افتاده میبود ....منفعل نمیماند .

۲۰۸ آیا هیچ واقعیتی میتواند بهتر از این ,برتری نژاد سفید را بر وحشی ها اثبات کند؟..به استثنا ی نارسیس .

اما در طول کتاب و پس از آشنایی با نارسیس و نظاره او , اکتاو هم بتدریج تغییر میکند. هم هدف اش و هم نگاه اش. او میگوید که@ نارسیس پوست می اندازد@, امادر حقیقت اوکتاو هم پوست می ندازد. در انتها اکتاوبه این نتیجه میرسد که
من کاشف جهان نخواهم شد
من خودم را درست نشناخته ام ۲۶۲

او درمی یابد که شناخت آنها از دیگران کامل نیست , توهم است چون بر اساس پیش ساخت های منجمدی بنا شده است .ماجرای نارسیس از دسترس اکتاو و سفید ها دور میماند , چون آنها در روایت او به دنبال توهم خود ساخته برتری خویش هستند .این روایت را نمیتوان در جریان سوال و جواب ها و ازمایش هاو مصاحبه ها دریافت. آنها را تنها میتوان ازراه همراهی و همدردی یافت ,آنچنان که ما ی خواننده وقتی بی واسطه با نارسیس همراه میشویم و آنها را میبینیم. اوکتاو اما بتدریج اینرا در مییابد.

نارسیس دارد پوست می اندازد. روز به روز به ما نزدیک تر و از اعماق بیابان های استرالیا دورتر میشود,....نارسیس عین پیامی است که با انگشت روی شیشه مه گرفته ای نوشته شده , همین که بخار محو میشود, پیام هم به نحو اجتناب ناپذیری ناپدید میشود . ۹۷

انجمن اشتباه میکند که برای شناختن مردمان وحشی به جست و جوی شان میرود-هرگز نمیشود آنها را شانخت ,وقتی برای مشاهده ی زندگی شان میروی , رفتارشان عوض میشود.. بالطبع این کنجکاوی راه به جایی نمیبرد و تنها میتواند به شناختی توهم آمیز از واقعیت زندگی شان منجر شود . ۲۸۸

میدانم جایی در جاده ای رهسپار است,نه وحشی سفید است, نه انبار دا ر برج فانوس بالون, دور از دسترس هر استنطاق گری, آواره ای میان هزاران آواره دیگر, بی گذشته و بی آینده . ۲۶۵


نگاه اوکتاو در برخورد با نارسیس دچار تغییر میشود, اگر چه نمیتواند به دنیای وحشی ها راه یابد و آداب و رسوم آنها را از دهان نارسیس بیرون بکشد, اما رد پای ان ها آرا درنارسیس باز می یابد . از آنطرف برخورد جامعه متمدن و حتی بخش تحصیلکرده آن با پدیده نارسیس یا @ دیوانه ی برج فانوس @ ,تمسخرها, نفهمیدن ها وتوطئه ها او را روز بروز بیشتر با جنبه های منفی و نقطه ضعف های جامعه و تمدن پر مدعای خودش آشنا میکند و او هر روز بیشتر از جانبدار این تمدن بودن به سوی منتقد آن شدن , حرکت میکند

اکنون که نارسیس شلوار میپوشد و با لیوان مینوشد , آیا بدین معنا است که به دنیای ما باز گشته است ؟ولی او بس دور از ما و مفاهیم اولیه ای که جوامع ما را برساخته اند, فقط میتواند برخی از رفتار های مارا تقلید کند... تصور میکردم به راه درستی هدایت اش کرده ام که علائم راهنما در آن کار گذشته شده اند ,ولی اینکه میبینیم که در جنگلی انبوه گماش کرده ام که همه چیز آن برایش بیگانه است. ۱۳۴


نارسیس دیوانه نیست,او رنج نمیکشد ودیگران را در رنج نمی افکند.او دنیایی را که در آن زندگی میکند ,نفی و طرد نمیکند,میداند کیست.سکوت اش در باره سال های زندگی دراسترالیا میتواند نشانه ی نوستالژی ای بسیار عمیق و وصف ناپذیر باشد,یا نشانه ی درد و محنتی درک ناپذیریا هر دو اینها است که با هم در آمیخته اند. ۲۲۸

امیدوارم زین پس خوشبخت باشد. انگار دارم اعتراف میکنم که پس از بازگشتنش به میان ما , بیشتر اوقات خوشبخت نبوده است .آیا نارسیس توانسته علی رغم محدودیت ها و رنج ها ,خوشبختی را در زندگی با وحشی ها پیدا کند ؟ ۲۵۳

نارسیس را به مثابه میدان مبارزه ای در نظر آوریم و باز شناسیمش.دود توپ ها از بین رفته , ارتش ها براه افتاده اند و جز دشتی گل آلود با درختان در هم شکسته چیزی باقی نمانده است,دشتی که زین پس مناسب شخم زدن نیست,روح نارسیس. ۲۶۵

مشاهده لینک اصلی
تصور ما از قبایل وحشی انسان های @سیاه پوستی@ است که از تمدن و زندگی مدرن هیچ استفاده ای نمی کنند. در این رمان ما با یک وحشی@سفید@ سرو کار داریم. ملوان هجده ساله ی فرانسوی که از کشتی جا می ماند و ناخدا برای نجات او باز نمی گردد، هجده سال بعد کشتی دیگری به طور اتفاقی او را می یابد اما نارسیس حتی نام خود را نیز فراموش کرده است.
در این رمان همراه با روایتی جذاب نویسنده به توصیف تنهایی انسان وحشی وحتی متمدن می پردازد و در خودماندگی انسان و دور افتادگی او را بیان می کند.
قسمتی از کتاب:
او دوبار از ناممکن گذر کرده است، از دنیایی به دنیای دیگر. برای زندگی با وحشی ها، بایدهر آنچه به زندگی ملوانی اش مربوط بود فراموش می کرد، چه کسی می داند با چه زحمت و سخنی این کار دشوار انجام یافته. پس از بازگشت به دنیای سفید ها به فراموشی خودخواسته پناه آورده است.

مشاهده لینک اصلی
توجه داشته باشید که این به طور متوسط ​​داستان جرم و یا داستان خانوادگی شما نیست. این رمان (به اندازه کافی باور نکردنی) بر اساس داستان واقعی Narcisse Pelletier، یک قایقرانی قرن نوزدهم است که توسط اشتباه در سواحل استرالیا روستایی رها شده است. Narcisse به طور قابل ملاحظه ای از رها شدن زنده ماند، اما زمانی که او در نهایت 18 سال بعد توسط اروپایی ها پیدا شد، آنها دریافته اند که سال ها ملوان را تبدیل به یک برهنه، خالکوبی شده، نابود کرده و آنچه را که او به عنوان یک \"وحشی\" این رمان بیشتر در بخش های متناوب نقل شده است: 1) از منظر نارسیس. در این بخش ها، ما یاد می گیریم چه اتفاقی برای نارسیس پس از ترک آن رخ داده است، و اینکه دقیقا در جنگل های استرالیا جان سالم به در برد؟ و 2) از منظر یک نجیب زاده فرانسوی جوان، بیکار و آرمانگرا که متهم به \"پر کردن\" Narcisse به تمدن (و به معنای واقعی کلمه و تصویری) است. اکنون من شخصیت نجیب زاده فرانسوی را ضعیف ترین عنصر رمان. او، بیشتر یا کمتر، نوعی ماجراجویانه ایده آل، بی کفایت، نوعی عجیب و غریب است که شخصیت یا شخصیت عمیق تر از آن ندارد، مانند ما در بسیاری از رمان های ماجراجویی. با این حال، عمق شخصیت های دیگر (به ویژه Narcisse) بیش از این ساخته شده است. بخش هایی که ما در مورد زندگی و تحولات Narcisse یاد می گیریم؛ در مورد wilds استرالیا؛ در مورد آداب و رسوم قبیله که Narcisse در نهایت به یکپارچه و چگونه او در نهایت یکپارچه؛ تحولاتی که در درک و روان او اتفاق افتاد، و غیره جذاب بودند. لذت بردن از این بود که، به عنوان کتاب پیشرفت، سنت های قبیله ای و روش درمان نارسیس را درک کردیم، برای اولین بار، ما به همان اندازه نادیده گرفته شده از شیوه زندگی خود را به عنوان شخصیت اصلی. هنگامی که کتاب به روایت توسط نجیب زاده فرانسوی (اکتاو)، ما علاقه مند هستیم که بیشتر بدانیم که چرا Narcisse واکنش نشان می دهد به شیوه «شفقت»، چرا او از دادن اطلاعات بیشتر در مورد گذشته اش نمی ترسد؟ اگر کتاب به سادگی خود را با وجود خود متقاعد کرده است یک رمان ماجراجویی که تجربه زندگی فوق العاده ای از مردی را که بین دو جهان کاملا متفاوت حرکت کرده بود، به 3 ستاره داده بود. با این حال، برای من یک ابراز نگرانی نسبت به پایان رمانی وجود دارد که من نمی توانم فکر کنم، در نهایت دلیلش این است که چرا Narcisse از دادن جزئیات بیشتر در مورد گذشته اش ناراضی است، سرانجام نشان می دهد ... | اسپاییلر در اوایل ** آیا نویسنده پس از آن گفت که برای کسی غیر ممکن است تمدن را ترک می کند که از خود / خود جدا نیست؟ این برای مهاجرت مدرن چه معنایی دارد؟ آیا او به این معنا است که برای زنده ماندن در جاهای دیگر، ما باید خود را در گذشته خود دفن کنیم؟ این کتاب به خوبی نوشته شده است، بسیار جالب برای خواندن و اصلی. همچنین غذای واقعی برای تفکر فراهم می کند.

مشاهده لینک اصلی
کتاب شانزدهم از سال 2017. من در مورد این کتاب احساسات مختلفی دارم. من طرح و سبک نوشتن را دوست داشتم، حداقل در ترجمه آلمانی (متاسفانه نمی توانستم فرانسوی اصلی را بخوانم)، و علاقه مند به خواندن کتاب 2016 خودDas Lachen der Wale @ بود. به عنوان یک مهاجر استرالیایی که خانواده پدرانش در استرالیا در همان زمان زندگی می کردند، داستان منقطع می شد، این امکان وجود دارد که من بدون احساس هر دو گناه و نگرانی در مورد نابودی اجتناب ناپذیر هر دو جامعه زمین و بومی که برای رسیدن به آن بود، خواندن. و در حالی که از داستان لذت می بردم، نمی توانستم تعجب کنم که توضیح اعمال بومی چقدر دقیق است، و این احساس را داشت که من در حال تماشای داستان بومی بودم که از طریق تخیل یک اروپای 21st C اروپایی ظاهر شد. همانطور بود که بومیان در داستان برای ایجاد یک حس دیگر مورد استفاده قرار گرفتند، اما به هیچ وجه نباید آنها را به عنوان یک توصیف واقعی از یک مردم واقعی بدست آورد. این احساس زمانی تقویت شد که متوجه شدم این داستان توسط یک پسر فرانسوی از همان روستای الهام گرفته شده و با همان نام شخصیتی که همچنان در 17 سالگی در شهر کیپ نیویورک زندگی می کند، اما تقریبا همه چیز داستان او به شدت به اهداف روایی تغییر کرده است (سن او، دوره زمانی که این اتفاق افتاد، پیش از ورود او به استرالیا، تعامل او با جامعه فرانسه پس از بازگشت به اروپا، سرنوشت او).

مشاهده لینک اصلی
2.5 * در کتاب آغاز قرن 19 است، یک ملوان 18jähriger (Narcisse) در ساحل استرالیا را پشت سر گذاشت و اجرا شده توسط گروه های بومی را نجات داد. 18 سال بعد Narcisse @ بازیابی شده است. او دیگر فرانسوی نیست. براساس دیدگاه دنیای به اصطلاح متمدن، پس از ظهور و نحوه رفتار او، وحشی است. جغرافیای فرانسوی که اکنون در استرالیا است، کار خود را برای حرکت نارکیس و بازگشت به کشور خود به فرانسه انجام می دهد. نویسنده داستان Narcisses رویکرد دو جانبه از دیدگاه سوم می گوید، شاهدان خواننده چگونه Narcisse همچنان در ساحل، توسط بومی و چگونه جذب شروع می شود در بر داشت. علاوه بر این، در نامه های دانشمند و یا بعد از واریز او، Narcisse پیدا شده است، چگونه آموزش و پرورش و بازگشت انجام می شود و ادغام در آن. (مشاهده اسپویلر) [اگر چه من می نویسم که در مورد جذب و ادغام گزارش شده است، من کاملا با این اصطلاح راضی نیستم. از نظر جذب - زمانی که من در نتیجه اجتماعی پس از 18 سال آن را نگاه کنید احتمالا یک جذب -، بنابراین من هر چند خواندن از دیدگاه سوم علاوه بر ،،، عنوان برخورد و چه Narcisse از طریق سر می رود، و غیره بوده است (!) اما گزارش به طور ناگهانی به پایان می رسد و، به نظر من، در اوایل زمانی که من متوجه شدم که کاملا نارسسی در نتیجه تسخیر شده است. در @ Rückziehung @ من از نظر دانشمند بیشتر بخوانید. من هم دوست داشتم که آن نیز شک دانشمند ثبت آیا رویکرد او درست باشد، آن است که آیا آنچه Narcisse واقعا می خواهد به تاثیر نه تنها در Narcisse و خانواده اش در فرانسه بلکه (حداقل ضمنی) به گروه zurückgelassene و غیره اما Narcisse در مورد آن نیز نمی داند. این رمان بر اساس واقعیت تاریخی Narcisse Pelletier است. این به عنوان یک 14 ساله باقی مانده است و قبل از بازگشت به آن، 17 سال با بومی بود. تجربیات او توسط آقای مرلند دستگیر شد. یک کتاب از Stephanie Anderson در مورد این مورد وجود دارد، که من فقط می دانم که یک تست خواندن وجود دارد. تا آنجا که آشکارا (ویکی) احتمالا برخی نکات رمان با وقایع واقعی موافق هستند. با این حال، مشکل من این بود: در رمان از سوی دیگر، آنچه را نارسیس به عنوان یک ساله 18 ساله تجربه می کنم، چگونگی دیدار با گروه و ضبط را خواند. در همان زمان دانشمندان در رمان که Narcisse سختی گوید که برخی از آن زمان (تصور که همچنین به من گزیده ای از کتاب خانم اندرسون منتقل شد) گزارش شده است. برای زمان انتقام، بازگشت و زندگی، رمان همچنین شامل تنها نامه های دانشمند است. اما وقتی Narcisse به سختی می گوید هر چیزی، کجا آغاز با زمان خود را با بومی ها می آیند؟ این را می توان در رمان به سادگی با استفاده از مرجع مناسب در حروف حل کرد. به عنوان جالب من این موضوع را به خوبی رمان نوشته شده است، مخلوط کردن حقایق مختلف واقعی از زندگی از Narcisse Pelletier (با عناصر داستانی به عنوان مثال 18 سال به جای در واقع 14؛ تصور می کنم که فشار اجتماعی در 14jä بازماندگان سال بسیار جدی تر از 18jährigen داستانی که در حال حاضر دیگر در کار و زندگی اجتماعی بود، شاید آن را در 18jährigen شود تنها به ادغام و به جذب نمی آیند) به من می دهد @ @ مشکلات. در معابر رمان در مورد 18jährigen Narcisse و او اولیه @ جدید @ زندگی در استرالیا تمام یا قسمتی داستانی، توصیف هنگامی که به وضوح هر دو داستانی و Pelletier واقعی überwiegend سکوت - یا یا به این دلیل که او نمی خواست به صحبت می کنید، چرا که او به یاد نمی آورد یا نمی خواست به یاد داشته باشد؟ (پنهان کردن اسپویلر)] بنابراین کتاب من را ترک می کند، گرچه موضوع تحریک، ناراضی است. البته این امر می تواند به این واقعیت منجر شود که من همچنان به مقابله با این موضوع ادامه می دهم، که اساسا یک اثر مثبت است. با این وجود من wünschte،What با وحشی سفید اتفاق افتاد @ wäre کاملا ساختگی و منطقی (گزارش Narcisse / نامه) و یا یک ارزیابی مجدد از حقایق شناخته شده در قالب یک کتاب ملموس است.

مشاهده لینک اصلی
دانشجوی سابق ENA، او چندین موقعیت را در دولت به عنوان یک مقام ارشد داشت - به ویژه برای کالدونیای جدید کار می کرد - قبل از اختصاص دادن به نوشتن و ملاقات با موفق شد اولین رمان خود Quil را از وحشی سفید دریافت کرد. این به رسمیت شناختن است که این کتاب به خوبی انجام شده است. این است که بر روی دو هواپیمای زمانی ساخته شده است که به ترتیب زمانی. در اولین اول، ماجراهای ملکی Narcisse Pelletier از زمان ترک آن در یک جزیره در نزدیکی استرالیا توسط قایق که او افسر را دنبال می کند. در سال دوم، یک سال پس از آن (18 سال)، کشف یک مرد سفید پوست که به طور کامل خالکوبی کرده بود، در میان کسانی که در آن زمان وحشیان نامیده می شدند، یعنی بومیان از استرالیا این فرد قادر به صحبت خواهد شد وحشی سفید را تعمید خواهد داد. لون می گوید که چگونه تمدن را ترک می کند، دیگر چگونه می توان به عقب برگشت. دو روایات تکرار می شود. اولا از یک روایت کلاسیک استفاده می کند، دومین فرم املایی از طریق نامه هایی است که توسط جواد اکتاو والمبرون فرستاده شده به رئیس جامعه جغرافیا پاریس که مورد اتهام قرار گرفته است برای جمع آوری و مراقبت از وحشی. این بخش دوم به نظر می رسد یک تحقیق است. در حالی که بازیکن پوشش © پوشش می دهد آنچه در آن است در © مرد وارد شدند، اکتاو به نظر می رسد در بازسازی فرم histoire.La خود را از این بخش دوم یک تمرین پا © Rillieux به دلیل اتخاذ فرم à © pistolaire شامل demployer زبان و (پایان قرن نوزدهم). François Garde سن با افتخارات. این است که در این نوع از دستاوردی است که یکی اذعان نویسنده قادر به پیدا کردن لحن مناسب برای مشاوره صدای ça vrai.Les است که شما می دهد من برای من وحی که Iâ € ™ اوبا © مذهبی بروید. در همین حال، من می خواهم برای ضبط آنچه من می بینم، می روم در مراقبت از آگاه تر از من برای مرتب کردن خوب از € ™ ivraie.En خواندن این کتاب، می توان sempêcher فکر نمی کنم در اجداد ممتاز خود رابینسون Crusoà ©، آخرین روز جمعه یا زندگی وحشی یا به طور کلی به اسطوره وحشی خوب است. از این داستان واقعی François Garde یک کتاب بسیار زیبا و مدرن را در بر می گیرد. HTTP: //www.aubonroman.com/2013/09/ce -...

مشاهده لینک اصلی
این کتاب در نهایت رضایت بخش بود. در حقیقت من واقعا از آن لذت بردم، هرچند که من در میان میانه ای که منافع از بین رفت، از بین رفت. من احتمالا از Narcisses داستان لذت بردن از زمانی که او برای اولین بار به استرالیا می رسد از دو جدول زمانی، به عنوان او تلاش می کند برای سازگاری و زنده ماندن با جوامع بومی. لحظاتی که من از Garde بیشتر از آن لذت بردم، هنوز تعداد کمتری داشتند. انتقاد ظریف از تمدن مدرن به عنوان این نژاد موشی که موجب اضطراب در مقابل صلح و شگفتی ماهیت قابل پیش بینی جامعه شکارچی / جمع کننده شد، به خانه خاتمه داد. مشاهده این که این یک مرد بی خانمان تنها کسی بود که هنوز در مرکز شهر لندن نشسته بود، این کتاب را کامل کرد. سادگی نادیده گرفته می شود نارسیس به نظر می رسد ظاهرا @ متجاوز @ اما اغلب برجسته ویژگی های محبت، آرامش و زحمت مشترک است. واقعا قرار دادن تاکید به معنای @ متمدن @. آنچه که برای من روشن بود دیدم در واقع چقدر در مورد راه های جمعیت بومی ما و شادی که در آن قرار دارد اشتباه است.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب چه بر سر وحشی سفید آمد؟


#ادبیات فرانسه - #جایزه ی گنکور - #داستان تاریخی - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #دهه 2010 میلادی - #انتشارات نشر چشمه - #فرانسوا گارد - #مریم خراسانی
#انتشارات نشر چشمه - #فرانسوا گارد - #مریم خراسانی
کتاب های مرتبط با - کتاب چه بر سر وحشی سفید آمد؟


 کتاب مرگ شهریار سنگور
 کتاب مرسو چه کسی را کشت؟
 کتاب عنکبوت
 کتاب ترانه ی شیرین
 کتاب آفتاب خانواده اسکورتا
 کتاب ریشه های آسمان