کتاب هایدریش مغز هیملر است

اثر لوران بینه از انتشارات قطره - مترجم: سیامند زندی-جایزه گنکور

هایدریش مغز هیملر است، اولین رمان لوران بینه، با موفقیت چشم‌گیری در فرانسه و سراسر دنیا مواجه شد. این رمان ماجرای ترور راینهارد هایدریش،از برجسته‌ترین چهره‌های رایش سوم، را روایت می‌کند،عملیاتی که جنبش مقاومت چک آن را با کمک انگلستان برنامه‌ریزی کرده بود. تمام ماجراها واقعی‌اند،اما نگاه ظریف و خلاقانه‌ی ‌لوران بینه و بازآفرینی‌های او چنان هنرمندانه است که خواننده را از ابتدا تا انتهای کتاب کنجکاو و مشتاق نگه می‌دارد. هایدریش مغز هیملر است تصویری است فراموش ناشدنی از سال‌هایی که جهان زیر چکمه‌های سربازان هیتلر رو به نابودی می‌رفت، اما هم‌چنان بسیار بودند کسانی که با گذشتن از جان‌شان در پی آینده‌ای روشن‌تر برای انسان بودند...


خرید کتاب هایدریش مغز هیملر است
جستجوی کتاب هایدریش مغز هیملر است در گودریدز

معرفی کتاب هایدریش مغز هیملر است از نگاه کاربران
Himmelers Hirn heist Heydrich. مغز Himmlers Heidrich نامیده می شود. راینهارد هایدریش - قصاب پراگ، جانور بور، مرد با قلب آهن - یکی از بی رحمانه ترین و نگران ترین نازی ها بود. رئیس امنیت و معمار راه حل نهایی، او به عنوان رئیچ محافظ بوهمیا و موراویا، کشورهای چک در آلمان ضمیمه شده بود و متهم به خرد کردن مقاومت چک و تمامی منابع فرهنگی چک شده بود، \"جمعیت\" مطلوب و از بین بردن غیر قابل احترام در 27 مه 1942، او به عنوان کارگردانی به کار در پراگ در سبز (یا احتمالا سبز تیره) مرسدس تبدیل شد، او مورد تهاجم ترانه ای از جان کوبیشی، چک و یوزف گابیک، یک اسلواکی که برای مأموریت خود در لندن آموزش داده شده بود و چند ماه پیش به چکسلواکی چسبیده بود. \"کارآیی انسان\" به طور دقیق همانطور که برنامه ریزی شده انجام نمی شود، اما بازجویی ها به همان اندازه وحشیانه بود که انتظار می رفت. راوی \"HHhH\"، که ممکن است نویسنده باشد، سال ها در حال مطالعه \"عملیات انسان شناسی\" بوده است منصفانه می گویند او با آن وسواس است â € \"و در گفتن داستان داستان موازی در مورد مبارزات خود را با چگونه به داستان بگویید. در حالی که انتظار میرود هارگرایان حواس پرت شود، در غیر اینصورت درست است. راویان لحظات خود را هنگامی که یک کتاب کلیدی را بیرون می کشد، تصمیم خود را در مورد اینکه چه چیزی را شامل می شود و محروم می کند، تفسیر خود را بر روی رمان های دیگر بر اساس واقعیت تاریخی، تفسیرهایش در مورد آنچه که مردم را به اعمال ظالمانه از ظلم و ستم و قهرمانی هدایت می کند، داستان. و هنگامی که بیشتر شمارش می شود، همانطور که مرسدس در خلال Holeświce خیابان که در آن قاتلان منتظر هستند، خم می شود، او اجازه می دهد که داستان را به جلو برانیم و ما را به جلو حرکت دهیم، مگر اینکه ما نمی دانیم که چه اتفاقی خواهد افتاد. در پایان کتاب، راوی ما به ما می گوید که Kubiá و Gabà © ik امروز به عنوان قهرمانان، که در میهن خود جشن گرفته می شوند. اما او خود را به عنوان «تلاش های مکرر» برای اعتراف به بسیاری از افرادی که کمک به قاتلان را در معرض خطر بزرگ و هزینه های بزرگ و که تا حد زیادی ناشناخته باقی می ماند، توصیف می کند. â € œ ... من با احساس گناه با توجه به تمام کسانی که صدها نفر، هزاران نفر، که من اجازه داده اند به صورت ناشناس. اما من می خواهم اعتقاد داشته باشم که مردم حتی اگر ما از آنها حرف نزنیم. »لورن باینت از آنها سخن گفته است و به ما یک رمان داده است که هر دو مداوم و عمیق است. بسیار توصیه شده.

مشاهده لینک اصلی
یک کتاب درباره WO II که نمیتوانید با هر کتاب دیگری در این زمینه مقایسه کنید. یک شاهکار است که شما را وادار به دانستن شخصیت های جدید (هایدریش، Gabčík ...) که در آن شما هرگز شنیده و ارائه دیدگاه جدیدی نسبت به وقایع آن زمان را! این گسترش دانش خود را اما نه هیتلر بلکه شبکه در اطراف او، به ویژه جانور هایدریش است. لوران بینه جوینده یابنده است و می آمیزد افکار خود را، امید و ناامیدی با داستان قدرتمند است. اولین 30 پا بود که کمی پاشش گرفت. بسیاری از شخصیت ها، بسیاری از حقایق تاریخی که دانش بنیادی من به من اجازه می دهد و به نویسندگی می آید سبک است. اما فصل بسیار کوتاه برخی از خواندن و حقایق او می گوید لذت بخش است (تیم فوتبال بودن از نقشه محو، روستای uitgemoorde لیدیتسه، داستان چتربازان) است بسیار هیجان انگیز نوشته شده که شما اجازه دهید خود را از جنایات بی اراده هستند سال های اولیه WW II.

مشاهده لینک اصلی
من نمیدانم این عنوان چیست ... اما تصادفی آن نیز صدایی است که من ساختهام وقتی فکر میکردم که نیاز به خواندن بیشتر از آن داشته باشم.

مشاهده لینک اصلی
خطی که واقعیت را از داستان جدا می کند خیلی خوب است و هیچکسی نمی داند این همان چیزی است که نویسندگان «پیشینه های تاریخی» آن را می دانند. در واقع، بسیاری estarán توافق دارند که این نرم افزار Nero گالیم © به طور خاص است muchÃsimo بیش از اختراع یا خیالی با واقعیت نویسنده probados.Laurent بینه تصمیم به کاهش تلفات خود و چشم انداز خود را از حمله به راینهارد هایدریش در پراگ در سال 1942 انجام شده توسط مقاومت چکسلواکی و همه چیز را روشن او با اطمینان (بسیار کم) می داند، همه چیز تردید است (تقریبا همه)، که نادیده می گیرد و چه desearÃa توانست در یک metaficción اتفاق افتاده است جایی که او خود بخشی از این داستان به عنوان نویسنده ای است که سعی دارد واقعیت های تاریخی را بازتولید کند، دانست که هرگز آن را نخواهد یافت. که لوران صحبت در مورد تجربه خود را به نوشتن این داستان، مشکلات و شک و تردید خود را، همه با طنز چاشنی، با احترام زیادی برای حقایق تاریخی، اما هیچ کدام برای او © L است. بنابراین این رمان نه تنها از مشکلات برنامه ریزی و اجرای حمله صحبت می کند، بلکه از مشکلات اساسی در روند نوشتن نیز سخن می گوید. ممکن است افرادی را که لحن نشاط یا نویسنده contÃnuamente بحث شک و تردید خود و یا نمی خواهید به تعمیق روانی زیادی را بر روی شخصیت چرا که آنها سعی نکنید به ارسال به نوع رمان، دیوانه خواهد شد وجود دارد، اما برای من من کرد تجربه خنک گهگاه، علاوه بر این، نویسنده اشاره به کتاب یا فیلم های که از حمله و یا هایدریش صحبت کرد دیگر و تجزیه و تحلیل محتوا و نقطه نظر خود، comparándolos با obra.Eso خود را می خواهد می گویند که آن است که یک رمان جامع یا نیست که در مورد هایدریش و اعضای مقاومت چک صحبت می کنید، آن را ندارد، اما سعی کنید به قضاوت نمی فراتر از هیولا که هایدریش بود (انجام کاملا قابل اثبات) و یا شجاع و مصمم به انجام ماموریت خود که checos.Es کتاب تاریخی خوب بود، آیا این اولین خواننده به این روش واقعیت تاریخی (و این رقم از هایدریش، پراگ قصاب @The) است که اگر شما در حال حاضر آگاهی از آن توسط منابع دیگر، و همچنین یک بازی لذت بخش متافیزیک.

مشاهده لینک اصلی
این رمان مبهم در مورد ترور رینهارد هیدریش خوب است، اما نه عالی است. داستان ترور و داستان زندگی هایدریش ها به طور کلی به خوبی بیان شده و به اندازه کافی جذاب است، اما کمتر جذاب است تفسیر دیوانه های باینت در مورد مشکل نوشتن داستان های تاریخی است. در حال حاضر، این بدان معنا نیست که این هاله ها بد هستند، من فقط مطمئن نیستم آنها به عنوان رادیکال به نظر می رسد که بینه به فکر آنها هستند. من مطمئن نیستم که آنها به طور کامل برای یک داستان که در آن هولوکاست است پس زمینه است مناسب است. به عنوان کسی که حداقل بخشی از تاریخ @ برای زندگی است، من عاشق انتقادات تاریخی تاریخی از تولید متن است، بنابراین من از آنچه باینت می گذرد قدردانی می کنم، اما مشاهدات او اغلب کمی تیز و واضح است. من نمی خواهم معنی آن را داشته باشم و یا به عنوان یک اسباب آکادمیک (حتی اگر این چیزی است که من هستم)، اما این کتاب به نظر می رسد که توسط کسی نوشته شده است که یک دوره کارشناسی تنها در نظریه ادبیات پسا مدرن برگزار شده است. یک تکه از بارت وجود دارد، شاید برخی دریدا، شاید حتی برخی از کارلو گینزبورگ، اما کار جالب نیست که واقعا با هر کدام از آنها انجام شود. بحث بینه در مورد بازنمودهای دیگر هییدریش و ترور این نکته را نشان می دهد. نه نوشتن داستان و نه نوشتن تاریخ در خلاء اتفاق می افتد، لذا جالب بود که باینت به طور صریح سایر بازنمودها / تکرارها را که ممکن است متن خود را شکل داده، ارجاع دهد. با این حال، بنت بدون ذکر تماشا یا خواندن این فیلم ها / متون / منابع / نمایندگی های دیگر، هرگز به اندازه ای که ممکن است بر انتخاب های نوشتاری او تأثیر بگذارد، ارتباط برقرار نمی کند. یک استدلال در مورد میانجی بودن و تکرارپذیری به وجود می آید، اما فقط به معنای سطحی. در حقیقت هیچ معنایی ندارد. همچنین، برای کسی که باید از شرط لازم برای هر گونه نوشتاری از رویداد @ مطلع باشد، @ Binet به نظر می رسد به طغیان نگران @ دقت. @ تلاش او برای ساخت یک روایت از مواد اولیه اولیه منجر به او را در نه ترمیم @ جزئیات ، @ و به همین ترتیب سقوط به قدیمی ترین مشکل در تاریخ، به خوبی، تاریخ: طلسم کردن آرشیو. به نظر می رسد که برای بینه برخی از متون مربوط به حیدریش و ترور به طور غیرمعمول @ درست است. @ این قضاوت است که، همانگونه که هر مدرنیسم خوب، می داند، بر اساس عملیات اقتدار و قدرت است. خوب، هرکس که تاریخ را می نویسد، باید قضاوت کند که کفایت منابع موجود را بپذیرد، اما بینه به نظر بی قید و شرط عمل های قدرت را با پذیرش بعضی منابع به عنوان قلیلی در حالی که دیگران را رد می کند، حتی به همان ترتیب که نشان دهنده مشکل نوشتن است تاریخ. من این حس را داشتم که در زیر آن، نوشتن یک تاریخ خوب برای بینه در واقع به معنای نوشتن چیزی به اندازه دقیق ممکن است (که کمی شگفت انگیز است که او دو اشتباه جزئی و سطحی در مورد جزئیات خاصی دارد، مانند رنگ همدردی یکنواخت.) همچنین این پرسش را مطرح می کند که چرا با ارائه جزئیات بیشتر وسواس می شود، او سعی کرد روایت داستان را به صورت رمان، یعنی یک شکل که به خاطر اعتقادات انسانی شان به دقت شناخته نشده است. به این ترتیب، این کتاب بیشتر درباره ناراحتی Binets با نوشتن داستان های تاریخی بیشتر است و نه در مورد حیدریش، ترور او یا هولوکاست، و من فقط مطمئن نیستم که این یک موقعیت قابل دفاع باشد. آیا هولوکاست، و زندگی و مرگ تکنسین اصلی آن، صرفا یک رویداد / چهره است که از طریق آن یک نویسنده، نگرش خود را با مسائل مربوط به نمایندگی، داستان، و تاریخ به طور کلی می پردازد؟ با توجه به تقریبا نیمی از یک کتاب به طور ظاهری در مورد هولوکاست و هیدریش به حساب بازتابی از تولید کتاب های خود، بینه ترک خود را به اتهام که او اهمیت این دو را برابر است. چه کسی قهرمان این متن است، جنگجویان مقاومت که ترور Heidrich و یا Binet، با قهرمانانه تلاش برای داستان خود را؟ من می فهمم که بینه سعی می کند بکند، فکر می کنم. هس می گوید که واقعا مهم است که حوادثی مانند هولوکاست، دقیقا همانطور که ممکن است، درک شده و نشان داده شود، و این یک وظیفه ی یهودی است. اما، آیا نویسنده واقعا واقعا می تواند هولوکاست یا شیخ هیدریش را نمایندگی کند؟ اگر چنین باشد، آیا نویسنده همیشه می تواند در وجدان خوب، فرم رمان ماجراجویی را به عنوان آن را انتخاب کنید که از طریق آن نمایندگی آن را؟ یا قراردادهای آن ژانر مانع ارائه این محتوای خاص در این فرم خاص می شود؟ من نمی دانم، و من فکر نمی کنم باین کار می کند، و در حالی که من از تلاش او برای تشخیص آن لذت می برد، من آن را همه چیز کمی متواضع، و کمی بیش از حد queasily خود را تبریک می گویم، به خصوص در آن نادرست دروغین.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب هایدریش مغز هیملر است


 کتاب رد پای خدا
 کتاب آوای آلاباما
 کتاب سنگ صبور
 کتاب هایدریش مغز هیملر است
 کتاب خیابان بوتیک های خاموش
 کتاب عنکبوت