معرفی کتاب عاشق

اثر مارگریت دوراس از انتشارات نیلوفر - مترجم: قاسم رویین-جایزه گنکور

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ شنبه 23 اردیبهشت 1396
این کتاب به نوعی خودزندگی‌نامه مارگریت دوراس است که در یک برش زمانی از دوره‌ی نوجوانی‌اش، به روایت مکان- زمان و آدم‌های اطرافش می‌پردازد. در مستعمره‌ی هندوچین، یک مرد چینی پولدار عاشق دختر پانزده ساله‌ای می‌شود که با کرجی در حین گذر از رودخانه است. راوی گاه دخترک، گاهی دانای کل و بعضن پیرزنی است که خاطرات جوانی‌اش را تعریف می‌کند و در حین روایتْ ما را با شخصیت‌های اطاف دخترک و خصوصیات اجتماعی- روان‌شناسی آنان آشنا می‌سازد.
آن‌چه موجب فروش جهانی موفق کتاب تحت عنوان «رمان نو» شد، ماجرای آن نیست، بلکه عدم التزام دوراس به رعایت کلیشه‌های رایج رمان‌نویسی یا خاطره‌نگاری محض و در نتیجه نگارش آزادانه و بی‌قید و بند اوست. دیدگاه روان‌کاوانه و تصویرپرداز دوراس، گرچه در جاهائی بی‌ربط می‌نماید، اما حاکی از هوش نویسنده در جهت جلب و انگیزش مخاطب عام است تا حدی که «عاشق» به عنوان نمونه‌ای از ادبیات روان‌شناسی معرفی می‌شود. خاطرات تراژیک نویسنده که به صورت یک مجموعه صیقل‌شده و آماده‌ی ارائه است، باعث می‌شود که زمان روایت بصورت پاندولی در حال رفت و بازگشت در حال و گذشته باشد. زبان سیال و عریان دوراس به پخته‌گی لازم رسیده تا از عشق، لذت، بدنامی، گناه و تنفر، هرچند با ابهام و ایجاز، اما به سادگی سخن گوید و به درد زیستن اعتراف کند.


خرید اینترنتی کتاب عاشق
معرفی کتاب عاشق
جستجوی کتاب عاشق در گودریدز

معرفی کتاب عاشق از نگاه کاربران
کتاب و داستانش می تونست خیلی بهتر پرورده بشه و بهتر پیش بره. به نظرم مشکل اصلی همین بوده. بیشتر مثل یه دفتر خاطرات پراکنده بود بدون شرح جزیات و یه نظم منطقی.. و البته پر بود از تکرار چند تا واقعه. در واقع زاویه دید درستی هم نداشت و بدون دلیل گاهی از اول شخص تبدیل می شد به سوم شخص.. به جز چند پاراگراف گاه و بی گاه چندان چیز قابل توجهی تووش نیست.


@... گویا زندگی دارد چهره ی واقعیش را به من نشان می دهد. به نظرم حالا باید این چیزها را برای خودم بگویم. بگویم که میل گنگی به مردن دارم و این کلمه را دیگر از این پس جدا از خودم نمی دانم. میل گنگی به تنها بودن دارم...@

مشاهده لینک اصلی
بالاخره تموم شد!
کتاب @عاشق@ گوشه ای از زندگی واقعی مارگریت تو یک زمان خاص بود که یکی از پرفروش ترین کتاب های فرانسه بوده!
داستان بنظرم خیلی پراکنده نوشته شده و بنظرم برای مفهومی که شاید میخواست برسونه نیازی به این همه پراکندگی و نا منسجم نوشتن و کش دادن داستان و گیج کردن خواننده نبود، بیشتر به بی محتوا بودن داستان و متن کمک می کرد.

مشاهده لینک اصلی
دنیای دور از توهینات هوشمند و زباله های شکوهمند الجی جیمز، مارگوریته دوراس یک داستان عاشقانه عجیب و غریب و مفرحانه غم انگیز است که هرگز در قلمرو فانتزی عاشقانه کشیده نمی شود. و به قدردانی از عاشق محبت می کند، باید از نظر دورس خود را نگاه کرد. هنگامی که او 70 ساله بود، کاغذ به کاغذ گذاشته شد، بیشتر آن در مورد نگاه کردن به خاطرات گذشته، و من آن را خواندن دردناک می خوانم، دردناک به خاطر نوستالژی، زیرا نوستالژی مبنایی برای داستان که از جوانان واقعی او منشا تشکیل شده است زندگی در هندوچین فرانسه، سن پانزده ساله او در عشق با یک مرد غنی چینی سقوط کرد. دورس این فرض را می گیرد و یک دختر نوجوان سفید در ویتنام جنوبی را به آغوش یک مرد ثروتمند مسن تر می دهد که در یک لیموزین رانندگی می کند. اما این یک عشق ممنوعه است که همیشه محکوم شده است، تلاش برای حفظ راز از مادرش و دو برادر او را به طور منظم با عاشق خود را برای لحظات سلیقه پرشور ملاقات است. Duras از هر گونه توجه به دنبال محتوای جنسی دور از هر گونه پوشش هر چیزی درست یا غلط، فقط داستان ساده بی گناهی را از دست می دهد. این روایت بارها و بارها به نظر می رسد شکسته شده است، و در راه گفتگو وجود دارد، اما او تنها کمک می کند تا تجربه خواندن آن را احساس مانند یک رویا دور. پس از اسکار نامزد شده برای فیلمنامه خود را در فیلم کلاسیک آلن رنایس هیروشیما Mon Amour ، درواس به درستی برنده جایزه معتبر ادبی فرانسه Frances Goncourt شد و او همیشه یک نویسنده مشهور فرانسوی خواهد بود.

مشاهده لینک اصلی
میل. آیا لذت یا درد است؟ می توانیم و باید آن را کنترل کنیم؟ برای اعتماد به آن؟ برای درک آن؟ آیا ما خواسته های ما را شکل می دهیم یا آنها را شکل می دهند؟ چه بخشی از ما میل دارد؟ آیا خالص ترین و عمیق ترین جنبه ی طبیعت انسان است؟ از کجا آمده است؟ آیا میل خود به خودی خود می تواند فریبنده و یا فریبنده باشد و یا فقط اقدامات محکوم به قضاوت شود؟ چقدر می دانیم در مورد خواسته های ما و کجا ما را رهبری می کند؟ چه چیزی دو نفر را با هم به ارمغان می آورد؟ چه چیزی دختر و دختر چینی را دوازده ساله تر از او به ارمغان می آورد؟ این در دهه 1930 در هندوچین تنظیم شده است، این یک داستان درباره دو نفر است که سعی در شکستن اوراق قرضه خود دارند، اما قادر به انجام این کار نیست. آنها روحیه های روحانی را در راه های بیشتر از یک. آنها هر دو خانواده های خود را سرکوب می کنند، هر دو قادر به درک احساسات خود نیستند. آنها خود را در اشتیاق می بینند که بیشتر از عاشقانه متولد می شوند. اشتیاق برای تغییر است، برای آزادی. اما آیا واقعا می خواهی آزادی داشته باشی؟ آیا تمایل دارید که ما را ببخشید یا ما را آزاد کنید؟ بودایی ها معتقدند که تمایل به دلیل همه رنج های انسانی است و تنها رهایی از تمایل می تواند به شادی نهایی منجر شود. اما همراه با درد می توانیم لذت بردن از خواسته های ناموفق نیز پیدا کنیم؟ آیا تمام درد و ناراحتی دلتنگی است؟ آیا می توان آن را الهام بخش، سوخت؟ آیا از آن دسته از ما که تنها با لذت های کنونی تمرکز می کنند، درب را برای رسیدن به آن ها بیشتر می کنیم؟ آیا ما باید از این فرصت برای بیشتر استفاده کنیم تا بتوانیم از آنچه که اکنون داریم لذت ببریم و یا باید برخی از این سعادت را برای امید بزرگتر قربانی کنیم؟ طوفان با خود درد و تنگی را به ارمغان می آورد، اما بخش خوبی از آن حتی بهتر می شود. که بهتر است؟ عادی، آرام، شادی و خوشبختی کامل رنگ آمیزی شده توسط درد که همراه با اشتیاق است، اما همچنین غنی شده توسط شدت و شور و شوق همراه با آن؟ صدای سابق بهتر است اگر ما قبول کنیم که خوشبختی تنها کمبود درد است. اما این فقط این است؟ در â € œNotes از زیرزمینی â € این ایده از پیدا کردن لذت بردن از درد کشف شده است. مردم فقط تمایل ندارند که چه چیزی نمی توانند داشته باشند. آنها همچنین تمایل دارند که در نهایت هرگز نمیتواند آنها را خوشحال کند. اغلب بیشترین لذت و غم و اندوه پیامد یکدیگر است. این یک داستان از عاشقان محکوم شده است، که هر یک از دیگران را با تمام شدت و شور و شوق افرادی که می دانند در حال از دست دادن یکدیگر هستند، دوست دارد. @ او از درد سخن نمی گفت، هرگز در مورد آن حرفی نگفت. گاهی اوقات چهره اش را تکان می دهد، چشمانش را بست و دندان هایش را خم می کند. اما او هرگز در مورد تصاویری که در پشت چشمش دیده بود چیزی نگفت. به نظر می رسید درد او را دوست داشت، آن را دوست داشت، به شدت، تا به مرگ شاید، و به عنوان اگر او آن را به من ترجیح داد. @. آیا ما بیشتر آنچه را که ما باید از دست بدهیم، گنج می بریم؟ آیا ما گاهی اوقات ریسک می کنیم تا آن را از دست بدهیم تا احساسش بیشتر شود؟ اگر ما همیشه بیشتر بخواهیم، ​​آیا ما را به ماجراجویان، مازوخیست ها، وانمودکنندگان و یا شاید فقط مردم می اندازیم؟ هوس می تواند ما را بسازد یا ما را خراب کند گاهی اوقات هر دو می باشد. اگر تمایل است لذت و درد به همان اندازه، چگونه ما مقابله کنیم؟ چگونه شخصیت های اصلی این کار را انجام می دهند؟ او احساسات خود را تنها در پایان می پذیرد، زمانی که او قبلا او را از دست داده است. شاید به این دلیل که او از اینکه دوستش دارد، می ترسد که از دست دادن همه دردناک تر می شود؟ اما این باعث می شود که لذت قدام بیشتری بیشتر شود و این لحظات گرانبهای را نداشته باشد، او همه چیز را که می تواند از آنها بیرون برود، در نهایت هم تسلیم خواهد شد؟ شاید این به همین دلیل است که او درد را دوست دارد. این درد ناشی از احساساتی است که او در سلامتی خود دارد. آیا جرات ماجراجویی و آرزو می کنیم یا آیا ما مصمم هستیم که آنچه را که قبلا داشتیم گنج ببریم؟ رویاهای آینده می تواند غنی سازی و غلبه بر ما را در حال حاضر داشته باشد. همه چیز در مورد تعادل است ما همیشه باید با امید به آینده و رویای نگاه کنیم، اما نه به طریقی که باعث می شود ما ارزش آن چیزی را که اکنون داریم فراموش کنیم. ما همیشه باید از آنچه که قبلا داشته ایم را به یاد داشته باشیم، اما همیشه باید به یاد داشته باشیم که رویای. هنرمندان برجسته و ماجراجویان باهوش و آرزو داشتند، ما امروز همه چیز را نداشتیم. جهان ها بر روی رویاها و خواسته ها ساخته می شوند. دفعات بازدید: 1

مشاهده لینک اصلی
چیزی تاریک و عمیقا ناخوشایند، به طرز خشمگینانه در زیر سطح این روایت قرار می گیرد. این چیزی که نیرومند است، باعث ترس و احساس حسرت در خواننده می شود، که اغلب وسوسه می شود که خواندن را رها کرده و خود را از همه ی ناراحتی ها دور نگه دارد. درواس ها را بدون هیچ گونه مهارتی درست در چهره خوانندگان قرار می دهد. عاشق یک تلاش وحشیانه است در آشتی با گذشته، صرف نظر از اینکه چقدر صدمه دیده و آسیب دیده است، ممکن است باعث شود. این داستان داستان های دوران کودکی مارگاریته دورس است که در روزهای مدرن ویتنام صرف می شود و تقریبا مانند یک خاطره یا قطعه ای از داستان غیر داستانی است. راوی \"The Lover\" گاهی اوقات یک دختر جوان 15 ساله است، گاهی اوقات یک زن، گاهی اوقات تنها فرزند است، گاهی اوقات بانوی پیر که در رمان زبان فرانسه زندگی می کند و گاهی اوقات دختر در یک بحران هویت دردناک است. روایات بی نظیر و تمایل به عقب رفتن و عقب بین گذشته و حال و تفکر شخصی (کمی در یک کشتارگاه و پنجشیر) اطمینان حاصل کنید که خواننده گاه گاه موضوع را که همه رویدادها را متصل می کند، از دست می دهد. اما حتی این داستان به شدت با یکی از خواندن تکرار می شود و یکی از آن ها به سختی می تواند یک تصویر مزاحم از رنج انسان را از ذهن خود سوزاند. صدای راویان نامعلوم به طرز عجیبی پر از بی تفاوتی و بی تفاوتی است. این تقریبا فاقد یک شخصیت واضح است. زمان هایی وجود دارد که ناراحتی در این دختر جوان به زمین لرزه برسد و در مورد بیقراری برای خروج به قلمرو واقعیت به سر می برد. اما در لحظه ای دیگر، آن را به شدت کاهش می دهد و فرض قبلی خود را از حالت دوام. به نظر می رسد که او بین احساسات عصبانیت و اشتیاق پراکنده شده است و نمی تواند یکی را بیش از دیگری انتخاب کند. ظاهرا وجود او به نظر می رسد به طور مبهم بر احساسات غالب نفرت و عشق است که او برای مردم نزدیک به او احساس می کند. او عشق عجیب و غریب را با یک مرد چینی غنی تر و غنی تر آغاز می کند و این، به نوبه خود، به عنوان یک مزیت و نومیدی برای او تبدیل می شود. او پناهگاه امن خود را از بی رحمی های زندگی و سوء استفاده های احساسی و جسمی که به آرامی به دست اعضای خانواده اش رنج می برد، تبدیل می شود. اما پس از آن، او نیز باعث خجالت و شرم اجتماعی او می شود - در نتیجه او عذاب دهنده و ناجی او در همان زمان است. جنگم را مانند او می بینم، در همه جا گسترش می یابد، در همه جا فرو می ریزد، سرقت، زندانی شدن، همیشه آنجا، ادغام شده و با همه چیز مخلوط شده است، در ذهن، بیدار و خواب، در تمام مدت، شکار سوسن اشتیاق به اشغال این قلمرو لذتبخش، بدن کودک، بدنهای کسانی که کمتر قوی هستند، از مردم فتح شده است. از آنجا که شر وجود دارد، در دروازه، در برابر پوست است.\nدر ابتدا اشاره شده است که دختر جوان سرد و بی عدالتی نسبت به عاشق او است و احتمالا احساسات خود را متوقف نمی کند. اما در پایان امور، او به این واقعیت می اندیشد که عشق او برای او ممکن است پس از همه، واقعی بوده است. به نظر می رسد که حالت دائمی هرج و مرج در سرتاسر قهرمانان نوجوان غالب می شود و این تقریبا تبدیل به یک بازتاب دقیق از زمان های پر سر و صدای یک کشور مستعمره، چند فرهنگی، چند قومی هندو چین (در حال حاضر ویتنام، لائوس و کامبوج) - یک زمین ویران جنگ که ثروت خود را در رحمت استادان مختلف استعمار برای ده ها سال باقی ماند. گرچه عاشقانه محکوم شده موضوع اصلی این کتاب را تشکیل می دهد، اغلب اوقات اغلب اوقات افسرده می شود، حضور غریب هندو چین است. درو ها برای این سرزمین عاشق این سرزمین می شوند. از آنجایی که بین تصویرهای مبهم درهم شکسته است، توصیف های زیبا Cholon، پایتخت چینی هند و چین، با شلوغ با زندگی و فعالیت، رودخانه مکونگ و کشتی صبح حمل مسافران خود را به سایگون، جایی که دختر جوان به سوار شدن مدرسه ای است. از این روست که می بینیم که ویتنام به وضعیت فاجعه ای تنها در داستان های بدبختی های شخصی محدود نمی شود، اما در حالت آزار و اذیت سکوت می کند، اما در داستان های پرافتخار اما زیبای دوری. مناظر و صداها و بوی ها و مناظر آن به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از این رادیوی نیمه اتوماتیک شناخته می شود و شخصیت مجزا را به آن اضافه می کند. @ تخت از این پنجره های کرکره ای که پنبه کور است از شهر جدا شده است. هیچ چیزی جامع نیست که ما را از دیگران جدا کند. آنها از وجود ما خبر ندارند. ما چیزی از خودمان، مجموع صدای آنها، حرکات آنها، مثل صدای متناوب آژیر، ترسناک، کمرنگ، چشم انداز می کنیم. صداهای سوزانده شده به اتاق، بوی بادام زمینی بو داده، سوپ چینی، گوشت کبابی، گیاهان، یاسمن، گرد و غبار، بخور دادن، آتش سوزی های زغال چوب، آنها در اینجا در سبدهای آتش فروشی قرار می گیرند، آن ها در خیابان فروخته می شوند، بوی شهری بوی روستاها و مناطق جنگلی است. @\nعاشق لیست من از لیست علاقه مندی های تمام وقت را نمی دهد و نباید دوباره خواندن آن را به دست آورد. اما حتی پس از آن به درستی سزاوار 4 ستاره من آن را اعطا، به سادگی به دلیل آن است که موفق به نقاشی تصویر متحرک از روابط متضاد، که فراتر از مرز ...

مشاهده لینک اصلی
عزیزم مارگوریته، من می دانم که امروز خیلی سخت است که به شما بگویم. من نمیتوانستم مقاومت کنم من در مورد شما روز دیگر فکر کردم؛ به عنوان چشمان او چینی نجیب زاده چینی برای اولین بار، در کشتی به مکونگ اسکن شده است. ویژگی های جوان مجردی که تحت یک کلاه مردانه پوشانده شده بود، احساس می کرد که یک دختر 15 ساله به خاطر داشتن سیگار به او پیشنهاد شده است. Chinaman مجسمه که افسون و بلاغت را تحسین کرد، او را به عنوان او تحت تعقیب قرار داد. او باید عاشقش باشد فرار از زندگی بی نظیر و فقیرنشین. در آستانه اکتشاف جنسی او، او برای لذت بردن از لمس خود را، آغوش او، مشتاق؛ یک جهان که فراتر از تخیل یک دختر مدرسه ی جوان بود. همانطور که لب های رنگارنگش را روی شیشه سرد ماشینش فشار داد، می دانست که هرگز نمی تواند با او ازدواج کند؛ واقعیتی که او چندین بار به او گفته است، اما همیشه او را دوست دارد، زیرا عشق مثل این است، هرگز دوباره در یک عمر به سر می برم. وقتی فیلم روی صفحه نمایش من بازی کرد، من کتاب شما را جستجو کردم و در میان شمع های گرد و خاکی کتاب های قدیمی قرار داشتم که کمی روی صفحه جلویی پوشانده شده بود. یک رابطه دختر نابالغ با یک مرد 27 ساله با نفوذ چینی، تغییر در درک یک نفر است. در طول سالها، این کتاب برای طبیعت پدوفیلم و نمایش آشکار جنسی از یک دختر جوان که به اصطلاح روسپیگری رمانتیک بود، رنج می برد. سابقه خانوادگي نامطلوب و سوءاستفاده دخترانه، آنها گفتند پسزمینه ای مناسب برای قلم کردن یک قطعه ادبی پنهانی کودک بود. از زمان خواندن این کتاب به عنوان یک ساله 12 ساله، زمانی که من به طور تصادفی \"کتاب\" را از کتابخانه خوارزم خویش به آن چندین بار آموختم، نوشته هایم را به عنوان یک بزرگسال مشاهده کردم، همه چیزهایی که مشاهده کردم، یک مبارزه قدرت بود از نوجوانی که به طرز ساده ای از جنسیتش استفاده می کند تا احساس تعلق پیدا کند و به نوعی کنترل اوضاع خود را به دست آورد. داستان بسیار پیچیده تر از ظاهر عاشقانه است. این یک مفهوم تحریف شده از عشق واقعی (اگر این اصطلاح در اینجا قابل استفاده باشد)، ریاکاری از عواطف اجتماعی و هرج و مرج ناشی از خیانت و ثروت است. من این کتاب را برای دهه ها به ارمغان آورده ام، و کلمات به من ابراز دلبستگی قلب من برای انفجار اولین حباب فریب خورده ای از یک فریب آمیز نانسی درو، که منجر به بروز اختلافات یک جامعه ناقص و احساسات می شود. زندگی به طور غیر منتظره به یک محل منطقی تبدیل شد. P. \"خانم Duras.From، 7th Grader، که یک بار برای اولین بار در کتاب درسی خود به نام\" ergougs \"تلقی کرد و عاقلانه تر شد.

مشاهده لینک اصلی
هنگامی که من این کتاب را برداشتم، من به تصویر غم انگیز دختر روی جلد کشیده شدم که به نظر مارگوریت دراس، نویسنده است. پس از خواندن تفکر من، نمی توانم باور کنم که این کتاب در جریان اصلی ادبیات مدرن برجسته تر نیست. یک رمان فرانسوی است که به شکل زیبایی نوشته شده است و در اوایل قرن بیستم میلادی، هندوچین، مستعمره فرانسوی، ویتنام قرار دارد. این داستان یک دختر 15 ساله فرانسوی و یک رابطه او با مرد مسن تر، چینی ثروتمند است. این دختر در خانواده ی ناکارآمدی خود، خانواده یی است که در فرهنگ عجیب و غریب ویتمام تلاش می کند تا جای خود را از لحاظ اقتصادی و احساسی حفظ کند. دوستش داری 4.5 ستاره

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب عاشق


#ادبیات فرانسه - #جایزه ی گنکور - #داستان عاشقانه - #ادبیات داستانی - #خود زندگی نامه - #ادبیات رمان نو - #دهه 1980 میلادی - #انتشارات نیلوفر - #مارگریت دوراس - #قاسم رویین
#انتشارات نیلوفر - #مارگریت دوراس - #قاسم رویین
کتاب های مرتبط با - کتاب عاشق


 کتاب مرگ شهریار سنگور
 کتاب عاشق
 کتاب چه بر سر وحشی سفید آمد؟
 کتاب دیدار به قیامت
 کتاب سنگ صبور
 کتاب مرسو چه کسی را کشت؟